بغض شیشه ای

کلبه خاکستری من

با خدا باش و پادشاهی کن

 گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر

با اعتماد، زمان حالت را بگذران
                  
و بدون ترس برای آینده آماده شو

ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن

 زندگی شگفت انگیز است
       
فقط در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی

   ******

                                                 

مهم این نیست که قشنگ باشی قشنگ این است که مهم باشی حتی برای یک نفر. کوچک باش و عاشق. بگذار عشق خاصیت تو باشد،نه رابطه خاص تو با کسی. موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن.

هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچرخد آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد میداند که باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند، مهم این نیست که تو شیر باشی   یا آهو ...مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی!

******

زلال باش ... ،‌ زلال باش ... ،زلال تر از قطرات اشک فرقی نمی کند که گودال     کوچک آبی باشی یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.

دو چیز را  همیشه فراموش کن: خوبی که به کسی می کنی و بدی که           کسی به تو می کند.

همیشه به یاد داشته باش:
                      
در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار
در سفره ای نشستی شکمت را نگه دار
در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار
در نماز ایستادی دلت را نگهدار

******


 دنیا دو روز است: یک روز با تو و یک روز علیه تو روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست مایوس نشو چرا که هر دو پایان پذیرند.

به چشمانت بیاموز که هر شخصی ارزش نگاه ندارد به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد.

  ******


 دوچیز را از هم جدا کن:  عشق و هوس چون اولی مقدس است و دومی شیطانی اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پلیدی.

******

بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکیش جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یکی ندان همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق.

همیشه با خدا درد دل کن نه با خلق خدا و فقط به یگانه عالم توکل کن آنگاه می بینی که چگونه قبل از اینکه خودت دست به کار شوی، کارها به خوبی پیش می روند. میدانیکه:ازخدا خواستن عزت است اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت است از خلق خدا خواستن خفت است اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است. 

پس هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش که برای او غیر ممکن وجود ندارد و تمام غیر ممکن ها فقط برای توست.

 (( پس با خدا باش و پادشاهی کن ))   

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

                             

  آمده ام،آمدم ای شاه ، پناهم بده
  خط امانی ز گناهم بده
  ای حَرمَت ملجأ در ماندگان
  دور مران از در و ، راهم بده
  ای گل بی خار گلستان عشق
  قرب مکانی چو گیاهم بده
  لایق وصل تو که من نیستم
  اِذن به یک لحظه نگاهم بده
  ای که حَریمت به مَثَل کهرباست
  شوق وسبک خیزی کاهم بده
  تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع
  گرمی جان سوز به آهم بده
  لشگرشیطان به کمین من است
  بی کسم ای، شاه پناهم بده
  از صف مژگان نگهی کن به من
  با نظری ، یار و سپاهم بده
  در شب اول که به قبرم نهند
  نور بدان شام سیاهم بده
  ای که عطا بخش همه عالمی
  جمله ی حاجات مرا هم بده

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

  
 خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
 من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
 و چشم هایش را می بندد و می گوید
 من این حرف ها سرم نمی شود، باید دعایم را مستجاب کنی
 همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
 حالا یادت آمد من کی هستم
 خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
 و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم.
نوشته شده در دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

  خدایا

خدایــا دلـم تنگِ تنگ اسـت

نمـی خواهـم اینجا بمانـم

برای کس دیگری جز تو ای خوب، نمیخواهـم آواز های دلـم را بخوانم

کمک کن که در هوایت دلـم پر بگیرد

و در حسرت آبی آسمانت میان قفس های رنگـــی نمیرد

خدایــا گلوی مرا به حق آشنا کن ... به تاریکی ام روزن نـور وا کن

و تا سبـز باغ بهشت به من شـور پرواز عطا کن.!
نوشته شده در جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط S.@.S نظرات ()

  ( بیا )

  تو که از راه می رسی

  دستامو می گیری

  همین کافی ست

  که تو آغوش من جون میدی

  تو فراموش کن دوری

  بیا پیشم بمون به همین آسونی

  نگام کن و ببین

  دوریت چی کرده

  آرامشو از این خونه برده

  تویی که عاشقم کردی با یه اشاره

  منی که گذشتم از هر چی داشتم، بی بهونه

  بدون، بی تو

  هر شب رسیدم به لحظه مردن

  نفهمیدی، گفتی میرم و برمی گردم

  حالا که هستی

  نذار تنها بشم کنج این خونه

  زندگی بی تو برام تاریک و سیاهه

  دوست دارم بیشتر از همیشه

  نگو دوریت عاشقی رو از یاد من برده

  بیا با هم باشیم تا آخر این قصه

  فراموش کن فقط بگو آره.

نوشته شده در یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

  (( یه کاری کن  ))


  یه کاری کن تو این خونه

  که عشق تا ابد بمونه

  یه کاری کن تا این لب های بسته

  برای تو از عشق بخونه

  یه کاری کن تا چشای خیس من

  دیگه تو تنهایی نباره

  یه کاری کن که می تونی

  تو راز این تنهایی رو می دونی

  یه کاری کن که محتاجم

  از این حس تنهایی بیذارم

  یه کاری کن تا بیام پیشت

  سر بذارم روی دوشت

  یه کاری کن تا غصه تموم شه

  من باشم و تو و این خونه

  یه کاری کن واسه این قلب شکسته

  هنوزم از تو دل نکنده

  یه کاری کن آزادی رو احساس کنم

  چشم به راه در این جاده تنهایی نباشم

  یه کاری کن واسه فردا

  تا یه وقت دستامون نشه از هم جدا

  یه کاری کن عشق تو، تو قلب من جاشه

  واسه با هم بودن هزار تا دلیل پیداشه.

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

  ( فریاد سکوت )

  خلاصه ای روزگار

  عشق منو دادی به باد

  کاری کردی که بره

  تنها بشم با دل زار

  هر چی صبوری می کنم

  قلبم بهونه می گیره

  فریاد من شده سکوت

  لعنت به این شبای سوت و کور

  هنوز نگاه من خیره مونده

  به لحظه رفتن او

  دلم می خواد فریاد بزنم

  عشقو بهش نشون بدم

  کاش پای ثانیه ها لنگ می شد

  با رفتن او دل من تنگ نمی شد

  کاش نمی رفت از اینجا

  می موند اینجا پیش ما

  تا که غصه نمی شد

  کار هر روز ما

  حالا که در به دریم

  کاری کن که باز بیاد

  تموم بشه این جدایی ها

  کاری کن دوباره عاشق بشیم

  عشق غنچه کنه تو قلب ما

  دوسش دارم خیلی زیاد

  منتظر می مونم تا یه روز بیاد

  جای اونو خالی می ذارم

  حتی اگه نیاد پیشم

  بغض نشسته تو گلوم

  محاله بی او بشم آروم !

نوشته شده در پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

 

  آخرین نگاه

  خوب مرا ببین

  این منم که از تو جدا افتاده ام

  و برای ندیدنت

  به رفتن عادت کرده ام

  تویی که از من عبور کرده ای

  به من و عشق من خیانت کرده ای

  پس رفتنم پایانی ست برای عاشقی

  باید همچون شهابی عبور کنم

  از این با تو بودن های توخالی

  که از چشای من گرفته خواب آزادی

  فردا فصل شکفتن است

  جدایی از تو ابتدای راه من است

  یادگار من به تو

  همین نگاه آخرم

  دیگه چشای خیس تو نمی شه باورم!


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

   خسته ام

  از این حس تنهایی

  از این ثانیه های رفته

  از این باور

  که او دیگر نمی آید

  خسته ام

  از این دنیا

  که عشقم رو داد به فردا

  خسته ام

  از دست تو

  که دردم رو نمی دونی

  احساسم رو نمی خونی

  اما باور کرده ای فکر جدایی

  خسته ام

  از آدمای دور و برم

  با این که دوسم دارن

  اما به نبودنم راضی ترن

  خسته ام

  از نگاه تو

  که از این بیشتر نمی بیند

  خسته ام

  از خودم

  که بی تو می سوزم

  اما در انتظار فردایم!

نوشته شده در شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 برو

 برو این بار بدون من

 مبادا گریه کنی به حال من

 برو از پیش من ساده

 تنها بذار این تنهای دیوانه

 برو با تموم خاطرات من

 نکنه تو غربت بیفتی به فکر من

 برو ای همیشه اینجا

 رد پای تو مانده اینجا

 برو تا خاموش بشم

 همسفر پرستوهای بی آشیون بشم

 برو با رفتنت شاد باش

 بی من همیشه آزاد باش

 برو تا محو شوم

 در به در خرابه های شهر شوم

 برو تا حسودا آروم بگیرن

 من بی تو رو تنها ببینن

 برو ای عمر دوباره

 زندگی بی تو طعم شرابه!

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()


   عزیزم

   تو را برای امروز می خواهم

   برای تنهایی امروز

   نه دلتنگی فردا

   زندگی بی تو یعنی مرگ

   یعنی خاموشی

                 یعنی سکوت

   یعنی گم شدن در فاصله ها

   یعنی اوج تنهایی

                    ای همیشه جاری!

نوشته شده در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

>> فکر کردم <<

فکر کردم مال منی

هنوزم تو فکر منی

فکر کردم قلبت پر از واژه ست

احساست از همیشه تازه ست

فکر کردم دنیای تو بی من

یعنی مرگ تو برای من

فکر کردم من و تو یعنی آزادی

یعنی عبور از جاده سرد تنهایی

فکر کردم رفیق لحظه هامی

واسه قلب خسته ام هنوزم پناهی

فکر کردم آرامشه دستای پر نیازی

واسه قلب شکسته همیشه علاجی

فکر کردم قلب تو پر از عشق منه

میونه خاطرات تو فقط اسم منه

فکر کردم من و تو با هم ایم تا همیشه

پا به پای هم میریم تا آخر این قصه

فکر کردم زندگی بی تو یعنی بودن اما نبودن

یعنی واسه نبودنت هر شب گریه کردن

فکر کردم غرور من،همین با تو بودن

همین شب هایی که تو آغوش تو مردن

فکر کردم همیشه یکی چشم به راهم می مونه

تو لحظه های تلخ زندگی در کنارم می مونه!


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

   

  واسه تو رو داشتن

  واسه تو رو داشتن پر از انتظار شدم

  به هر جاده ای رسیدم چشم به راه شدم

  واسه تو رو داشتن آرزو هامو فراموش کردم

  با تو بودن رو تو رویا تماشا کردم

  واسه تو رو داشتن همه تن اشک شدم

  زندونیه تمام لحظه های بی تو شدم

  واسه تو رو داشتن از این دنیای تنهایی فرار کردم

  هر جا تنها شدم جمله دوست دارم رو تکرار کردم

  واسه تو رو داشتن دوست داشتنت رو باور کردم

  نامه های عاشقونت رو دوباره ازبر کردم

  واسه تو رو داشتن یه کلبه از جنس تنهایی ساختم

  تو عالم بی کسی با تمام بی کسی ها ساختم

  واسه تو رو داشتن از همه چیز دل کندم

  به یاد گذشته دفتر خاطراتم رو نگاه کردم

  واسه تو رو داشتن چوب حراج زدم به جدایی

  حیف روزایی که بی تو مردند تو تنهایی!

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

  آن روز که تو رفتی

  سرزمین آرزوهایم آتش گرفت

  کشتی غرورم به گل نشست

  فریاد من دیگر سکوت بود

  سکوتی از جنس بغض

  یه بغض شیشه ای

  که شکستن اش فقط هق هق بود

  آن روز که تو رفتی

  در پی فاصله های بی تو

  به هر کجا رسیدم جز به تو

  آن روز ثانیه ها زود دقیقه شدند

  تا بی دلیل

  رفتنت را نظاره گر باشم

  و با رفتنت همه چیز را بردی

  بودنم و بودنت را

  آن روز تو به رفتن می اندیشیدی

  اما من به انتظار آمدنت

  نمی دونم دلیل رفتنت من بودم

  یا منی دیگر

  آن روز که تو رفتی

  احساس هم با تو رفت

  من ماندم و تنهایی

  و دفتری از اشعار عاشقانه

  که دیگر تکرار کردنشان معنایی نداشت

  آن روز تمام حرفم فقط یه جمله بود و آن

  چرا؟

  با این که جواب تمام چراهای من بودی

  اکنون من ماندم و روزای بی فردایی

  آن روز که تو رفتی

  تمام آرزوهایم را با خود بردی

  و من را با خاطراتت جا گذاشتی

  حال

  صدای پایت را به انتظار می کشم

  تا شاید روزی

  با کوله باری از خستگی

  به آغوش گرم و همیشگی ات برگردی

  حتی اگر آن روز زیر خاک باشم!


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

منتظر من نمون عزیزم

من به رفتن عادت کرده ام

قلب تو زیادی بزرگ بود

قلب من به کوچکی غرور تو

نمی خوام بعد من گریه کنی

واسه اومدنم کوچه رو تر کنی

بی خداحافظی رفتم

تا که چشاتو گریون نبینم

رفتم تا سنگینی عشقمو از دوشت بردارم

تا یه جورایی زبون مردم و بسته باشم

می دونم دلم تو غربت نمی سازه

چشم دیدن هیشکی و نداره

اما منتظر من نمون عزیزم

من لیاقت عشق تو رو ندارم

قول میدم همه جا برم با همه باشم

اما عاشق هیشکی نشم

قول میدم تو دنیای بی تو

                                                                  عشقو گدایی نکنم                                

نوشته شده در پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

  من می روم

  من می روم شاید رفتنم بهونه ای برای بودنم باشد

  من می روم شاید تو تنهاییت تنهایی منو احساس کنی

  من می روم شاید رفتنم به حسرت دیدنت پایان دهد

  من می روم شاید رفتنم مرحم زخم های قلبم شود

  من می روم شاید به غرور آتشینت پایان دهی

  من می روم شاید نبودنم دلیل بودنت باشد

  من می روم شاید نبودنم از بودنم گوید

  من می روم شاید دل دیوونم بی تو آروم بگیره

  من می روم شاید فرداها تو رو عاشق ببینم

  من می روم شاید زیادی عاشقت بودم

  من می روم شاید دل سنگیت یه کم آروم بگیره

  من می روم شاید رفتنم زیباترین هدیه به تو باشد

  من می روم شاید این بار تو دنبال من بگردی!

نوشته شده در یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

  تا همیشه 


  فرصت گریه ندارم


  زندگی اجباره برایم


  حرف آخرم یه سواله 


  می مونی یا رفتنت جوابه 


  بعد تو موندنم گناهه 


  بدون رنگ پیرهنم سیاهه 


  بی تو آخر زندگیم 


  بدون محتاج یه نگاهم 


  من که جز تو کسی رو ندارم 


  تا که سرمو رو شونه هاش بذارم 


  اگه کنارم نمونی تنها میشم


  ببین دیگه دارم کم میارم


  اگه حرفام پر از التماسه


  بدون زندگی بی تو برام عذابه


  به پاکی دستای تو شک ندارم


  از اینکه عاشق توام ترس ندارم


  اگه با تو باشم غم ندارم


  دیگه چیزی کم ندارم


  تا آخر دنیا دوست دارم


  تا همیشه به یاد تو منتظرم !

نوشته شده در سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()



  >> من می خوام <<


  من می خوام فاصله ها رو رد کنم

  پیش چشم تو خودمو کوچیک کنم

  من می خوام مرغ دلمو به سوی تو رها کنم

  تا ابد به نگاه سرد تو عادت کنم

  من می خوام فریاد بزنم دوست دارم

  قصه مجنون و دوباره تکرار بکنم

  من می خوام برا همیشه عاشق بمونم

  جز دوست داشتن تو آرزویی در دل نکنم

  من می خوام تا ابد کنار تو بمونم

  شبا به عشق تو چشمامو رو هم بذارم

  من می خوام بغض شکستمو دوباره بشکنم

  برا اثبات خودم صداقتمو پیشکش بکنم

  من می خوام بوسه هامو فدای چشمات بکنم

  اگه باورم کنی قول بدم کنارت بمونم

  من می خوام همه هستیمو فدای خنده هات کنم

  برا رسیدن به تو غروب عشقو رد کنم

  من می خوام شب که میشه ستاره ها رو بشمارم

  به خاطر تو هم شده رو گذشته ها پا بذارم

  من می خوام به پنجره اتاق تو خیره بشم

  واسه یه بارم شده زندگی رو جدی نگیرم!

نوشته شده در جمعه ٢۳ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

  می نویسم

  از تو، از نگاه سرد تو

  تا بخوانند همه، تا بدانند همه

  من با تو بودم، تو بی من

  من از تو گفتم، تو از او

  من تا آخرش موندم، تو شبونه رفتی

  می نویسم

  از وقتی رفتی

  از گریه هام، از بغض شکستم

  از حرف مردم،از قلب دردم

  که تا ابد منتظر مرگم

  به هیچی دل نمی بندم

  می نویسم

  بر روی قلبم، از احساس پاکم

  از جسم خستم، از چشمای خیسم

  که تا ابد عاشق ترینم

  بی تو تنهاترینم

  تا بخوانند همه، تا بدانند همه!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط S.@.S نظرات ()


  >>می دونم<<

  رسیدن من و تو به هم محاله می دونم

  دستامون از آسمون خیلی کوتاهه می دونم

  اما احساسمون پاک و زلاله می دونم

  یه روز باید ازم جداشی می دونم

  تو عاشقی رفیق نیمه راه شی می دونم

  اما لحظه جدایی مون عین وصاله می دونم

  گفته بودی مسافر زود گذرم خوب می دونم

  برای تو مثه یه غریبه ام خوب می دونم

  اما لحظه اومدنت چه دلنشین بود می دونم

  وقت رفتنت یه سوال بی جوابه می دونم

  موندنت کنار من یه جور نیازه می دونم

  اما دوست داشتنت برای من یه افتخاره می دونم!

نوشته شده در شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ توسط S.@.S نظرات ()

(بهت میگم - بهم میگی)


بهت میگم دوست دارم

بهم میگی باور ندارم

بهت میگم از دلم خبر داری

بهم میگی چند روزه سفر داری

بهت میگم خبر داری دیوونتم

بهم میگی خبر داری می خوام برم

بهت میگم برام قفس شدی

بهم میگی جرات پرواز نداری

بهت میگم چشات چه خوشکله

بهم میگی کنار تو چه مشکله

بهت میگم بارونه،اشکات

بهم میگی پاییزه،حرفات

بهت میگم دوست دارم دیوونه وار

بهم میگی دلتنگی هاتو واسم نیار

بهت میگم نامه هامو خوندی؟

بهم میگی خیلی وقته موندی

بهت میگم من خسته ام

بهم میگی پس زود میرم

بهت میگم خاطرتو خیلی می خوام

بهم میگی نیازی به تو ندارم

بهت میگم دیدنت آرزوم بود

بهم میگی وقت رفتنت دیروز بود

بهت میگم رنگ موهات چه مشکیه

بهم میگی امروز هوا بارونیه

بهت میگم بیا با هم آشتی کنیم

بهم میگی یعنی به هم عادت کنیم؟

بهت میگم بهم میگی دوست دارم

بهم میگی حرفی برا گفتن ندارم

بهت میگم قلبم خیلی وقته گرفته

بهم میگی لیلی بی مجنون هیجا نرفته

بهت میگم بیا سفر کنیم!

بهم میگی پای رفتن نداریم

بهت میگم حرفای تو بهونه اند

بهم میگی شعرای تو پر از غم اند!

نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()


  >> تنهای همیشگی <<


  ای کاش فاصله ها بوی آمدنت می دادن

  هر از گاهی بر من خبر آمدنت می دادن

  ای کاش ثانیه های رفته به عقب برگردند

  آغوش گرمت را برای من هدیه می آوردند

  ای کاش هرگز از من جدا نمی شدی

  تا امروز انتظار آمدنت سهم من نباشد

  امروز که تنها و چشم به راه تو هستم

  از پس فاصله ها دوان دوان به دنبال تو هستم

  نمی دانم چرا روزگار بر ما وفا نکرد

  آخر یه شب ما را از هم جدا کرد

  اگر نیایی تا ابد یه تنهای همیشگی می مانم

  ولی در دل جز وصال تو آرزویی ندارم

  همدم من یه قلم و یه کاغذ چروکیده هست

  و بغضی نشسته در دلم که آن هم از دوری تو هست

  ای کاش مرا با خود  می بردی

                                    به آن جا که خود هستی          

نوشته شده در پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()


  >> تنهایی <<

  انگار دیگه منو نمی خوای

  از نبودن و ندیدنم گلایه نداری

  انگار همه حرفات دروغ بودن

  اون دسته گلای اطلسی پوچ بودن

  یعنی باور کنم که عاشقی یه قصه است

  دوست داشتن و عاشق شدن یه بهونه است

  نه هنوز باور دارم دوست داشتنو

  اون گریه ها و اون دلتنگی ها رو

  باید بدونی که می خوام از پیشت برم

  خاطره هامونو فراموش کنم از اینجا برم

  دیگه برای من بهونه ای 

  مثه یه قصه فراموش شده ای

  دیگه سخته برام دوست داشتنت

  تحمل لج بازی های هر روزت

  من ساده بودم،ساده ام عاشقت شدم

  واسه تو حتی از غرورمم گذشتم

  دعا میکنم یه روز عاشق بشی

  مثه من تنها بشی،در انتظار بمونی!

نوشته شده در شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()


  >>چشم های خسته<<

 

  اگر چشم هایم خسته اند

  دستانم سرد و بی کس اند

  اگر حرف هایم پر از گلایه اند

  همش از دوری و تنهاییست

  تو که فرسنگ ها از من دوری

  از دل پر از دردم خبر نداری

  هر روز خبر آمدنت می آید

  ولی تو نمی آیی

  من تک و تنها در جاده انتظار نشسته ام

  چشم به راه یک غریبه آشنا تنها نشسته ام

  من هر روز چشم هایم را به در دوخته ام

  تو برای ندیدنم از همه چیز دل کنده ای

  دیگر برایم نامه های عاشقانه ننویس

  دیگر برایم از آمدن و ماندن ننویس

  می خواهم برای همیشه تنها بمانم

  از تو و دوست داشتن تو جدا بمانم

  شاید قبل از آمدنت

                        در این خانه متروکه تنهایی

                                                          تنها بمیرم. 

نوشته شده در چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

کنار تو می مونم

حتی اگه بگی برو

واسه چشمات ترانه می گم

حتی اگه گوش ندی

کنارت می مونم

تا برات ثابت بشه چقدر دوست دارم

کنارت می مونم

تا برات ثابت بشه مردنم،بدون تو

واسم فرقی نداره دوستم داری یا نداری

از نبودنم دلتنگ میشی یا نمیشی

اما بدون برای دیدنت یه لحظه آروم ندارم

در حسرت نگاه تو سر به بیابون میذارم

باید باور کنی حرفامو

اون احساس گرم دستامو

چرا نمی خوای بفهمی معنی گریه هامو

این همه عشق و صداقت نگاهمو

چرا واسه با من بودن بهونه می گیری

عزیزم خودم بزرگترین و قشنگترین بهونه ام

تا کی می خوای با من لج کنی

دستای سردتو ازم پنهون کنی

من خاطره هاتو نمی خوام

حرفای پر از گلایتو نمی خوام

فقط

     فقط خودتو می خوام

پس بمون با من

تا با همدیگه ثانیه ها رو دقیقه کنیم

به روزگار بخندیم و عاشقونه همدیگه رو صدا کنیم.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

  خاطره ها

  آره من دیوونه ام

  اما اینو خوب می دونم

  اگه نیای در انتظارت می میرم

  من می خوام فقط با تو بمونم

  زندگی بی تو برام بی معنیه

  می دونی دوست دارم دیوونه وار

  تو بیا پیشم بمون فقط همین یه بار

  از تو که چیزی کم نمی شه

  بدون زندگی بی غم نمی شه

  من می خوام فقط با تو باشم

  حرفای نگفتمو فقط به تو بگم

  رها بشم از این قفس

  دیگه سخته برام کشیدن نفس

  اما دل تو هوای دیگه داشت

  پیش اون یکی یار نوای دیگه داشت

  گفتم شاید بمیره اون یکی یار

  دوباره تو بشی برام تنها یار

  حالا بمیره یا که بره فرقی نداره برام

  آخه یه زمانی میمردی تو برام

  قبلنا بهم می گفتی دوست دارم

  یه وقت نری تنها بشم٬ دق بکنم

  چرا دیگه منو نمی خوای مثل گذشته ها

  پاتو گذاشتی رو تموم خاطره ها

  چی شد دوستی و رفاقت ما

  اینه قل و قرارمون تو کوچه ها

  اون جا شاهد بودن همه گلای لاله

  بدون زندگی بی تو برام محاله

  نمی دونم کی تموم میشه گلایه هات

  اون دروغات و اون بهونه هات!

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

  

  غزل دل


  فقط برای تو می خونم

  تا که یک لحظه آروم بشی

  مثل گنجیشک تو بارون بشی

  فقط برای تو می مونم

  خستگی عشقمو از دوشت می گیرم

  یه وقت نگی احساسی به تو ندارم

  نگی دستای تو سرده

  حرفای تو همش از درده

  قلبمو تو دستام می گیرم

  تا که باور کنی هنوز واسط میمیرم

  قلبمو تو دستات می ذارم

  تا که باور کنی از دوریت بیذارم

  آغوشتو واسم نگه دار

  هرگز حرف رفتنو نزن

  فقط با من بمون

  فقط به من خیره بشو

  واسه بودن با من یه لحظه هم آروم نگیر

  واسه بودن با من گذشته هاتو دور بریز

  نذار دستامون از هم جداشن

  نذار که شک کنم همه حرفات دروغن

  بهم بگو دوست دارم

  تا که حرفاتو باور کنم

  حرفای نگفتتو واسه فردا نذار

  هر آغوشی رو باور نکن

  دلتنگی هاتو پیش کسی نبر

  جای بوسه هامو به هیشکی نشون نده

  قول و قرارامونو شبا به ستاره ها نگو

  فقط بگو دوست دارم

  می خوام به پای تو بمیرم

  عاشق با تو بودنم ! 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()


..:سهم من از تو:..


وقتی که عاشقانه به چشمانم خیره می شوی

چشمانم دیگر سهمی از این دنیا را نمی خواهد

و تنها سهم من می شود همان چشمهای تو

که آرامش را به نگاه خسته ام باز می گرداند

قلبم از شوق نگاهت به یکباره می لرزد

و نفسهای تو راه نفسهایم را می بندد

وقتی که عاشقانه نگاهم می کنی

چشمهایت را می بینم که لبریز از شعرهای عاشقانست

اینجاست که دلم سهم بیشتری از آنها را می طلبد.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

  مسافر من

  همیشه منتظر بودم

  که شاید از راه برسی

  از اوج آسمون بیای

  تو خلوت ماه برسی

  یه عمری منتظر بودم

  که شاید از جاده بیای

  کویر خشکُ رد کنی

  بگی یه همقدم می خوای

  چه انتظار سختیه....

  این که ندونی کی میاد!

  وقتی که از راه میرسه

  از تو به جز تو چی می خواد

  ......

  مسافر من اومدی

  با کوله باری از غزل

  به انتظار فصل تو

  نشسته بودم از ازل

  گمشدۀ قصّۀ من !

  منجی پاک بی نشون !

  حالا که از راه اومدی

  رفتن از چشات برون

  به من بگو که پاک کنم

  گردو غبار از تنت

  رخت سفر رو در بیار

  محاله دیگه رفتنت!

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

 

  ترانه ی تنهایی

  وقتی از پشت پنجره تو رو دید می زدم

  برگشتی گفتی دیگه تو رو دوست ندارم

  مگه من کیم

  مگه من چیم

  من که واسط کوچیک شدم

  من که واسط تنها شدم

  قلب منو آسون شکستی

  قلب منو راحت سوزوندی

  بگو کی بود،بگو چی بود

  که تو رو ازم گرفت

  بگو کی بود،بگو چی بود

  که قلبت رو  دزدید و برد

  اونی که تو رو ازم گرفت

  خدا کنه یه روز تنها بشه

  تنهایی درده

  تنهایی سخته

  مگه من کیم

  مگه من چیم

  تویی که واسم میمردی

  تویی که ازم میگفتی

  پس چرا تنهام گذاشتی

  پس چرا ازم ساده گذشتی

  هنوزم حس غریبی میگه تو دوستم داری

  هنوزم خواب چشمات تو رو یاد من میاره

  هنوزم عطر تنت می سوزونه قلب منو

  هنوزم به خاطر تو جون میدم

  هنوزم عمر منی

  هنوزم رویای منی

  هنوزم عشق منی

  هنوزم دوست دارم

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()

ساحل نجات

  خوش آمدی به قلب من

                 بمان که لایقش تویی

                            دریا شد این دلم بمان

                                           که تنها قایقش تویی

                                                       سوار موج می شوم

                                                               از این کران به آن کران

                                                                        به هر کران که میرسم

                                                                        همیشه ساحلش تویی

                                                             فرشته نجات من

                                                  بگیر دست خسته ام

                                        که بی تو هر یه ثانیه

                               هزار بار شکسته ام

                       بمان و آشنا بکن

                                 دل منا به عاشقی

                                              بمان که این دل مرا

                                                           تنها فقط تو لایقی

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()


  حسرت نگاه
 

   در حسرت یک نگاه تو ماندم
 
          اما تو باز با غرور
 
          نگاهت را از من بریدی
 
          وبا یک نگاه سرد
 
          من را تنها گذاشتی
 
          اما من برای هزارمین بار می گویم:
 
                                                         " دوستت دارم" 
 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ توسط S.@.S نظرات ()



Design By : P I C H A K . N E T